هر دستاورد بزرگی لزوماً حاصل تلاشی فوقالعاده نیست و هر تحول بزرگی نیز با تصمیمی بزرگ آغاز نمیشود؛ چهبسا بسیاری از آنچه انسان در زندگی به دست میآورد، حاصل گامهای کوچکی باشد که آثارشان به مرور زمان روی هم انباشته شده و سرانجام از او انسانی ساخته است که با گذشتهاش تفاوت زیادی دارد.
گاهی انسان به اهمیت علم، عبادت، سلامتی و فراگیری مهارتها پی میبرد و با شور و هیجان فراوان، برنامههای فشردهای برای رشد و اصلاح خود میچیند؛ اما دیری نمیگذرد که شور و شوقش کمرنگ میشود و دست از ادامهٔ کار میکشد و دوباره به نقطهٔ آغازین برمیگردد. در مقابل، کسانی هستند که با گامهایی کوچک اما پیوسته پیش میروند و پس از سالها به دستاوردهایی میرسند که صاحبان آن آغازهای پرشور و بزرگ از رسیدن به آنها ناتوان ماندهاند.
اینجاست که یکی از اصول بنیادین تربیت نبوی جلوهگر میشود؛ آنجا که پیامبر ﷺ میفرماید: «محبوبترین اعمال نزد الله، آن [اعمالی] است که بر آن مداومت شود، هرچند اندک باشد» (به روایت بخاری و مسلم).
این رهنمود، هرچند در زمینهٔ عبادت بیان شده است، اما آثار تربیتی آن به عبادت محدود نمیشود؛ بلکه از ارزش استمرار و نظم و انضباط در ساختن شخصیت انسان پرده برمیدارد و نشان میدهد کارهایی که انسان پیوسته به آنها پایبند میماند، چه اندازه در زندگی او اثر گذارند؛ تا آنجا که سرانجام به بخشی جداییناپذیر از زندگیاش تبدیل میشوند.
نیروی مداومت با شور و هیجان زودگذر ساخته نمیشود
یکی از اشتباهات رایج در مسیر خودسازی این است که انسان پیشرفت خود را به حال روحیاش گره بزند؛ هرگاه احساس شور و اشتیاق کند، دست به کار شود و تلاش کند، و هرگاه دچار سستی و بیحوصلگی شود، دست از کار بکشد و منتظر بماند تا دوباره میل و رغبتش بازگردد.
اما کارهای بزرگ، چه در زمینهٔ کسب علم و مهارتها باشد و چه در مسیر اصلاح نفس، نمیتوانند تنها بر اساس شور و هیجان استوار باشند؛ زیرا شور و هیجان طبیعتی ناپایدار و دگرگونشونده دارند، در حالی که دستیابی به نتیجه، به اندازهای از ثبات و پایداری نیازمند است که از فراز و نشیب احساسات فراتر برود.
از همینجاست که اهمیت عادت دادن نفس به کارهای نیک آشکار میشود؛ عادتی که کار را از تصمیمی که انسان ناگزیر است هر بار از نو بگیرد، به روالی منظم و پیوسته تبدیل میکند؛ بهگونهای که انجام آن برای نفس، امری عادی و خوگرفته باشد.
کسی که مطالعه را بخشی ثابت از برنامهٔ روزانهاش قرار داده باشد، دیگر لازم نیست هر صبح خود را دربارهٔ اهمیت آن قانع کند و کسی که به ورزش کردن، تکرار علم یا پایبندی به اذکار و اوراد روزانه عادت کرده است، بار آغاز کردنهای جدید و مکرر را از دوش خود برداشته است.
این یکی از جلوههای قدرت است که چهبسا کمتر به آن توجه میشود: اینکه انسان توانایی ادامه دادن کارهای سودمند را داشته باشد، حتی وقتی که شور و هیجانی که با آن آغاز کرده بود، دیگر خاموش شده باشد.
انباشتی که دیده نمیشود
از ویژگیهای کارهای کوچک این است که آثارشان بهسرعت نمایان نمیشود؛ از همین رو برخی آنها را ناچیز میشمارند و برایشان ارزشی قائل نیستند؛ زیرا انتظار دارند که در مدتی کوتاه به نتایج بزرگی دست یابند.
اما بنای شخصیت انسان اتفاقی نیست که به یکباره رخ دهد؛ بلکه فرایندی است که در جریان آن، علم، مهارتها و اخلاق با تکرار، تمرین و بازنگری بهتدریج شکل میگیرند و رشد میکنند.
علمی که انسان پیوسته آن را تکرار میکند، در ذهنش ریشهدار و استوار میشود؛ مهارتی که به تمرین مداوم آن پایبند است، بهبود مییابد و نفسی که به مهار خواستهها و پایبندی به تعهدات عادت میکند، توان بیشتری برای مقابله با پشت گوش انداختن و تقصیر پیدا میکند.
تأثیر مداومت تنها به خود کاری که انجام میدهیم محدود نمیشود؛ بلکه در وجود انسان خصلتهایی را پرورش میدهد که فراتر از همان زمینهای است که در آن به تمرین و ممارست میپردازد؛ مانند صبر، نظم و انضباط، پایداری و مدیریت درست زمان.
به این ترتیب، پایبندی به انجام کاری کوچک اما سودمند، تنها ثمرهٔ همان کار را نصیب انسان نمیکند؛ بلکه در شکلگیری شخصیتی نیز سهم دارد، شخصیتی که توانایی پایبندی به تعهدات و پذیرفتن مسئولیت را در خود پرورش داده است.
از همین رو چهبسا بزرگترین دستاوردی که انسان از عادتهای روزانهاش به دست میآورد، نه میزان کارهایی باشد که انجام داده است، بلکه انسانی باشد که در نتیجهٔ استمرار و نظم در کارها به آن تبدیل شده است.
مهربانی با خویشتن شرط استمرار است
رهنمودهای پیامبر ﷺ به مداومت، به معنای دعوت به فرسودن نفس یا واداشتن آن به کاری فراتر از توانش نیست؛ بلکه این توصیه همواره با روش مهربانی و اعتدال همراه است.
ایشان ﷺ میفرمایند: «از اعمال، آنچه را در توان دارید بر عهده بگیرید» (به روایت بخاری و مسلم).
این سخن رهنمودی است برای اینکه انسان هنگام انتخاب کارها توانایی خود را در نظر بگیرد؛ تا مبادا اشتیاق به انجام کارهای نیکِ بیشتر، خود به عاملی برای ناتوانی و رها کردن آنها تبدیل شود.
پس کسی که میخواهد عادتی سودمند در خود ایجاد کند، بهتر است با مقداری آغاز کند که بتواند بر آن مداومت ورزد؛ سپس متناسب با توان و نیازش بهتدریج بر آن بیفزاید، بیآنکه برنامهٔ روزانهاش را به باری تبدیل کند که از برداشتن آن ناتوان باشد.
مداومت به این معنا نیست که انسان در همهٔ شرایط به یک اندازه کار کند یا هرگز دورههایی از کاهش نشاط و توان را تجربه نکند؛ بلکه مقصود این است که تا حد توان، اصل آن کار را حفظ کند و اگر به دلیل عذر یا کوتاهی وقفهای در آن افتاد، بداند چگونه دوباره به آن بازگردد.
همچنین ارزش استمرار را نمیتوان از ارزش خود کار جدا دانست؛ زیرا هر کاری که انسان آن را تکرار میکند لزوماً سودمند نیست و تکرار یک کار نیز جایگزین درست انجام دادن آن یا بازنگری در سودمندیاش نمیشود.
از همین رو شکلگیری عادتهای اثرگذار به وجود سه اصل نیاز دارد: انتخاب درست کار، انجام سنجیده و شایستهٔ آن، و مداومت بر آن.
آنچه گذشت زمان میسازد
از مهمترین نکاتی که انسان باید به آن توجه داشته باشد این است که روزها بیآنکه اثری بر شخصیت او بگذارند، سپری نمیشوند؛ انسان متوجه بشود یا نشود، با کارهایی که میکند و رفتارهایی که پیوسته آنها را تکرار میکند، شکل میگیرد.
اگر عادتهای روزانهاش بر پایهٔ این روز و آن روز کردن، هدر دادن وقت و پاسخ دادن به هر خواستهٔ زودگذری باشد، آثار این رفتارها بهتدریج در وجودش انباشته میشود؛ همانگونه که تکرار عادتهای نیکو در زمینهٔ علم، ایمان، سلامت و کار نیز به مرور آثار خود را بر جای میگذارد.
از همین رو پرورش نیرو و قدرت درونی، همیشه با طرحها و برنامههای بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی نقطهٔ شروع آن، اصلاح برنامهٔ یک روزه، اختصاص دادن زمانهایی مشخص به کارهای سودمند و پایبندی به آنهاست؛ تا جایی که تکرار این کارها در درازمدت آثار خود را آشکار سازد.
آنچه مهم است کثرت کارهایی نیست که انسان آنها را آغاز میکند، بلکه توانایی او در تبدیل کردن کارهای برگزیدهاش به بخشی ثابت در زندگی اوست.
بنابراین هیچ کار کوچک و سودمندی را که توانایی مداومت بر آن را داری ناچیز نشمار؛ زیرا روزهایی که سپری میشوند بخشی از عمر ما را با خود میبرند، اما در وجودمان آثاری از آنچه در آن روزها به انجامش عادت کردهایم باقی میگذارند.
چه بسا انسان پس از گذشت سالها، وقتی به گذشته و دستاوردهای خود مینگرد دریابد که بزرگترین موفقیتهایش نه حاصل تصمیمهای استثنایی و لحظهای، بلکه ثمرهٔ همان کارهای کوچک و پیوستهای بودهاند که آنقدر بر آنها مداومت ورزیده تا به بخشی از شخصیتش تبدیل شدهاند.
پس تمام دغدغهات این نباشد که در یک روز به دستاوردی بزرگ برسی؛ بلکه بکوش انسانی را در خود پرورش دهی که بتواند هر روز به دستاوردی [ولو کوچک] دست بیابد.
سایت النخبة | ترجمه: متین