کلیدهای علم (۲) آداب طالب علم
تحميل الملف

کلیدهای علم (۲) آداب طالب علم

امام ابن مبارک[1] می‌گوید:

ما به کمی از ادب نیازمندتریم تا بسیاری از علم.

طالب علم شرعی با مردم عادی و دانشجویانِ دیگر رشته‌ها تفاوت دارد؛ ازاین‌رو، شایسته است خود را به مجموعه‌ای از آداب بیاراید. در این فصل، به مهم‌ترین این آداب می‌پردازیم.

نوع اول: آداب طالب علم در برابر خویشتن

۱. مراقب دانستن خداوند متعال در گفتار و رفتار

طالب علم باید در همهٔ سخنان و رفتارهای خود، خداوند متعال را ناظر بداند؛ زیرا علم راستین، علمی است که خشیت و ترس از خداوند را در پی دارد.

خداوند متعال می‌فرماید: {إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}

یعنی: «از میان بندگان الله، تنها عالمان از او می‌ترسند.» .[2]

زنی به امام شعبی گفت: «ای عالم، برایم فتوا بده.» شعبی فرمود: «عالم، تنها کسی است که از الله متعال می‌ترسد».[3]

۲. پاسداشت علم

طالب علم باید حرمت علم را نگه دارد و آن را در اختیار کسی نگذارد که با دیدهٔ حقارت به آن می‌نگرد یا از آن برای رسیدن به دنیا بهره می‌جوید. همچنین، تا زمانی که ضرورت یا مصلحت روشنی در میان نباشد، نباید با رفتن به خانهٔ اهل دنیا، علم را خوار و سبک کند.

امام زهری رحمه الله می‌فرماید: «از نشانه‌های سبک شمردن علم آن است که عالم، آن را به خانهٔ طالب علم ببرد».[4]

۳. آراستن خویش به زهد

طالب علم باید خود را به زهد بیاراید. زهد به این معنا نیست که انسان خود را از خوردن و نوشیدن و پوشیدن لباس و داشتن مرکب محروم کند؛ زهد حقیقی در دل است. اگر دل به دنیا و لذت‌های آن وابسته باشد، دنیا را بزرگ بشمارد و از دست دادن آن اندوهگینش کند، زاهد نیست. اما اگر هرچه را از روزی‌های حلال دوست دارد بخورد و هر لباسی را که می‌پسندد بپوشد، بی‌آنکه دلش به مال ناپایدار دنیا وابسته باشد، بر خیر و نیکی است.

خداوند متعال می‌فرماید: {قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ} یعنی: «بگو: چه کسی زینت الله را که برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟»

۴. خالص کردن نیت برای خداوند

ای طالب علم، علم را برای خشنودی الله بیاموز، نه برای دنیا، به‌دست‌آوردن مال، کسب جاه و مقام، گرفتن مدرک یا رسیدن به شهرت؛ زیرا علم عبادتی است همچون نماز و زکات. همان‌گونه که نماز را جز برای خداوند به‌جا نمی‌آوری، علم را نیز جز برای خشنودی او نیاموز.

از آموختن علم، نیتِ برطرف کردن نادانی از خود و بهره‌مند ساختن خویش را داشته باش و سپس بکوش تا مسلمانان را نیز از آن بهره‌مند کنی. همچنین، برحذر باش از اینکه علم را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دنیوی یا جلب رضایت حاکمان و مردم قرار دهی.

امام شافعی رحمه‌الله می فرماید: «دوست داشتم مردم این علم را بیاموزند، بی‌آنکه چیزی از آن به من نسبت داده شود».[5]

۵. حریص بودن بر عبادت‌ها و سنت‌ها

طالب علم باید بر انجام عبادت‌ها و سنت‌ها حریص باشد و سنت را به این بهانه ترک نکند که واجب نیست. همچنین باید از کارهای مکروه دوری کند و آن‌ها را به این دلیل که حرام نیستند، انجام ندهد؛ زیرا طالب علم، در حقیقت، الگوی مردم است. البته انجام واجبات و پرهیز از حرام‌ها امری روشن و قطعی است.

۶. آراستن خویش به اخلاق نیکو

طالب علم باید خود را به اخلاق نیکو بیاراید و از اخلاق ناپسند دوری کند. کبر، عُجب و غرور از خطرناک‌ترین صفات ناپسند برای طالب علم‌اند. علمی که انسان را به تواضع و فروتنی سوق ندهد، خیری در آن نیست. همچنین، طالب علم باید خود را به گونه‌ای تربیت کند که دانش و فواید را از هرکس، چه بزرگ و چه کوچک، فراگیرد؛ زیرا هیچ‌کس نباید خود را از فراگیری علم از دیگری بی‌نیاز بداند.

۷. شتاب در طلب علم

طالب علم باید پیش از آنکه فرصت‌ها از دست بروند، به آموختن علم روی آورد: در جوانی، پیش از پیری؛ در دوران فراغت، پیش از گرفتار شدن به مشغله‌ها؛ و پیش از آنکه مسئولیت‌هایی چون ازدواج و کسب‌وکار، وقت و فرصت او را محدود کند.

ازدواج و اشتغال در این عصر از بیشترین مشغولیت‌هایی هستند که می‌توانند مانع تحصیل علم شوند. اما این بدان معنا نیست که هر کسی که سنش بالا رفته، ازدواج کرده یا به کاری مشغول است، دیگر نمی‌تواند به علم دست یابد. تاریخ گواهی می‌دهد و در این زمانه نیز شاهد افرادی هستیم که با وجود این موانع، موفق به کسب علم و دانش شده‌اند.

۸. استراحت و بهره‌مندی از امور مباح

استراحت دادن به خود از راه پرداختن به امور مباح، به‌ویژه در روزگار ما، اهمیت فراوانی دارد. برخی به این نکته توجه نمی‌کنند و بیش از اندازه بر خود سخت می‌گیرند؛ سپس پس از مدتی مسیر را رها می‌کنند. از مهم‌ترین عواملی که به پایداری در مسیر علم کمک می‌کند، آن است که انسان به خود استراحت دهد و با سفر، رفتن به پارک و گردشگاه، شب‌نشینی و هم‌صحبتی با خانواده و دوستان، بازی و مانند آن، تجدید قوا کند.

ابن وهب از امام مالک روایت می‌کند که فرمود: «درس می‌خواندیم، شوخی می‌کردیم، شادمانی می‌کردیم و بازی می‌کردیم».[6]

امام ابن جماعه می‌گوید: «برخی از بزرگان علما در روزهایی از سال، یاران خود را در بعضی از گردشگاه‌ها گرد می‌آوردند و با یکدیگر شوخی می‌کردند؛ شوخی‌هایی که نه به دینشان آسیبی می‌رساند و نه به آبرویشان».[7]

نوع دوم: ادبِ طالب علم در برابر استاد

استاد بر تو حقوق فراوانی دارد. در ادامه، برخی از آن‌ها را به‌اختصار می‌آورم:

۱. احترام و بزرگداشت استاد

استاد برای تو به‌منزلهٔ پدر است؛ از این‌رو باید حرمت او را نگاه داری و بزرگش بداری. البته این احترام باید میانه‌روانه و خردمندانه باشد. در بزرگداشت استاد مبالغه نکن؛ زیرا چنین مبالغه‌ای ممکن است به تعصب و تقدیس سخنان او بینجامد، چنان‌که گویی سخنانش وحیِ مُنزل است. از سوی دیگر، نباید از قدر و جایگاه او بکاهی یا با بی‌ادبی با او مجادله کنی. راه درست، میانه‌روی میان این دو است.

طاووس می‌فرماید: «احترام و بزرگداشت عالم، از سنت است».[8]

۲. انتخاب استادِ شایسته و همراهی با او

بکوش استادی صالح و دانشمند برگزینی و ملازم او باشی. تحقق این امر مهم، با دعا، استخاره و مشورت امکان‌پذیر است.

در گذشته، طالبان علم پیوسته با استادان خود همراه بودند؛ از این‌رو در زمانی کوتاه، دانشی می‌آموختند که دیگران برای به‌دست‌آوردنش به زمانی طولانی نیاز داشتند. امروزه، به‌سبب تغییر سبک و شیوهٔ زندگی، همراهی مستمر با استاد بسیار کم‌رنگ شده است. استاد نیز درگیر کار، ادارهٔ خانه و مسئولیت‌های دیگر است و جز ساعتی در روز، فرصتی برای تدریس و آموزش نمی‌یابد.

وقتی می‌دانی امام نووی در طول روز دوازده درس می‌خواند،[9] درمی‌یابی که تا چه اندازه از این فرصت محروم مانده‌ایم.

نکته:[10] برخی از طالبان علم تصمیم می‌گیرند تنها از افراد مشهور دانش بیاموزند؛ حال آنکه با این کار، خود را از دانشی فراوان محروم می‌کنند. چه‌بسا در میان افراد ناشناس خامل[11] و کم ‌نام ‌و نشان، دانشی بیابیم که در بسیاری از افراد مشهور یافت نمی‌شود. شهرت شرط لازم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، این است که استاد صالح و دانشمند باشد و با فنّ آموزش آشنایی داشته باشد.

۳. رعایت ادب در مجلس درس

طالب علم باید ادبِ نشستن در برابر استاد را در مجلس درس رعایت کند؛ همان‌گونه که هنگام حضور نزد حاکم یا وزیر، آداب بیشتری را به‌جا می‌آورد، باید در مجلس استاد نیز ادب را رعایت کند.

امام شافعی می‌فرماید: «در حضور مالک، از هیبت او برگه را بسیار آرام ورق می‌زدم، مبادا صدای ورق‌خوردنش را بشنود».[12]

۴. خطاب‌ کردن استاد با احترام

استاد را زیبا و محترمانه خطاب کن؛ او را مانند دوستت صدا نزن، بلکه بهترین و شایسته‌ترین الفاظ را برای خطاب ‌کردنش برگزین. همچنین در حضور و غیابش برای او دعا کن.

۵. اظهار شادی از آموختن علم

وقتی از استاد فایده‌ای می‌آموزی، خوشحالی‌ات را نشان بده؛ گویی نخستین بار است که آن را می‌شنوی، هرچند از پیش آن را بدانی.

عطاء می‌گوید:

«حدیثی را از کسی می‌شنیدم، در حالی که خودم آن حدیث را بهتر از او می‌دانستم؛ با این‌حال، چنان وانمود می‌کردم که چیزی از آن را نمی‌دانم».[13]

 

[1] امام ابن مبارک از شاگردان ابوحنیفه، أوزاعی، شعبه، سفیان ثوری و مالک ابن انس بود. ایشان فقیه، عالم، عابد، زاهد، شجاع، مجاهد، شاعر، تاجر و فقیه و محدث بودند. (مترجم)

[2] امام ابن تیمیه می‌گوید: این آیه نشان دهندهٔ این است که هرکس از خداوند بترسد عالم است، این صحیح است نه اینکه هرکس عالم است، باید متقی هم باشد.

[3] به روایت ابن عبدالبر در «الجامع».

[4] در «التذکرة» آمده است.

[5] نووی در «التبیان» آورده و آن را صحیح دانسته است.

[6] به روایت محمد بن مخلد بغدادی، درگذشته ۳۳۱ هجری قمری در کتابش «ما رواه الأکابر عن مالك».

[7] التذکرة.

[8] ابن عبدالبر در «الجامع».

[9] به نقل از علاء الدین بن العطار در کتابش «تحفة الطالبین في ترجمة الإمام محي الدين».

[10] ابن جماعة در «التذکرة» به این نکته اشاره کرده است.

[11] خامل یعنی شخص غیر مشهور. ابن ابی الدنیا کتابی دارد تحت عنوان «التواضع والخمول».

[12] در «التذکرة» به آن اشاره شده است.

[13] در «التذکرة» به آن اشاره شده است.

0 التعليقات
إضافة تعليق

لن يتم نشر البريد الإلكتروني