تربیت بر پایهٔ اِخبات
دریافت فایل

تربیت بر پایهٔ اِخبات

نخستین خشتی که مربّی در بنای وجودِ شخص تحت تربیت خود می‌نهد، خشت «اِخبات» است؛ زیرا به انسان مُخبِت (فروتن و خاشع) نوید بهشت داده شده است، چنان‌که الله متعال می‌فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ} [هود: ۲۳] (بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده و در برابر پروردگارشان فروتنی و آرامش یافته‌اند، اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود).

بلکه به او نوید خیرِ دنیا و آخرت داده شده است؛ چنان‌که الله متعال می‌فرماید: {وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ} [حج: ۳۴] (و به فروتنان و خاشعان مژده ده). همچنین اگر اِخبات از علم سودمند سرچشمه گیرد، صاحبش را به راه راست هدایت می‌کند؛ همان‌گونه که در این سخن پروردگار متعال بدان اشاره شده است: {وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ} [حج: ۵۴] (و تا کسانی که علم یافته‌اند بدانند که این [قرآن] همان حق است که از سوی پروردگارت آمده، پس به آن ایمان آورند و دل‌هایشان در برابر آن خاشع و آرام گردد؛ و همانا الله مؤمنان را به راه راست هدایت می‌کند).

اِخبات در اصلِ لغت به معنای: خداپرستی، فروتنی و خشوع است. ابن فارس می‌گوید: «[حروف] خاء، باء و تاء ریشه‌ای یگانه دارند که بر خشوع دلالت می‌کند؛ گفته می‌شود: أَخبَتَ يُخبِتُ إِخباتاً؛ یعنی هرگاه خاشع شد و برای خدای متعال فروتنی کرد. پروردگار بزرگ‌مرتبه فرموده است: «وبشر المخبتين»، و ریشهٔ آن از الخَبْت است که به معنای بیابان بی‌آب‌وعلف و هموار می‌باشد».[1]

ازهری به نقل از برخی لغت‌پژوهان یادآور شده که «خَبْت» به معنای درهٔ عمیق و هموار و پستی است که درختان خاردار (عِضاه) در آن می‌رویند؛ و از برخی دیگر نقل کرده که آن را «درهٔ پنهان و آرام/پست» دانسته‌اند.[2]

در کتاب «جَمهَرة اللغة» نیز آمده است: «مرد مُخبِت، همان عابد پرهیزگار است که خود را از گناهان دور نگه می‌دارد».[3]

این نام شرعیِ به‌کاررفته در کتاب خدای متعال از همین ریشهٔ لغوی مشتق شده است؛ از این رو ویژگی‌های معنایی ویژهٔ خود را یافته است. مفسران این معانی و شاخصه‌ها را یادآور شده‌اند؛ ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما در شمار معانی اِخبات، «بازگشت و انابه به درگاه الله و بیم داشتن از او» را ذکر کرده است. مجاهد از جمله معانی آن را «آرامش و طمأنینه»، و قتاده «فروتنی و خشوع» دانسته است. طبری می‌گوید: «این دیدگاه‌ها با وجود تفاوت در واژگان، از حیث معنا به یکدیگر نزدیکند».[4] ابراهیم نخعی گفته است: «[آنان] نمازگزاران بااخلاصند» و کَلبی نیز گفته است: «آنان کسانی‌اند که دل‌هایشان نازک و نرم است».

بنابراین، اِخبات یک عمل قلبی است که بر پایهٔ فروتنی در برابر خدا، گردن نهادن به فرمان او، خشوع، بازگشت و انابه به سوی او و اخلاص برای ذات او بنا شده است؛ از همین رو، طبری در تفسیر این سخن خدای متعال: {وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ} [حج: ۵۴] می‌گوید: «یعنی دل‌هایشان در برابر قرآن فروتن و خاشع گردد و با تصدیق آن و اقرار به آنچه در آن است، تسلیم و مُنقاد شود».[5]

حقیقت اِخبات

اگر اخبات همان‌گونه باشد که برایت بازگو کردم، این اخبات در قالب جلوه‌های گوناگونی از معانی والای ایمانی در وجود انسان پدیدار خواهد شد. قرآن کریم مهم‌ترینِ این ویژگی‌ها را برای ما برمی‌شمارد؛ آنگاه که خدای متعال به پیامبرش ﷺ فرمان داد تا به «مُخبتین» (فروتن‌دلان و خاشعان) مژده دهد و آنان را با چهار ویژگی توصیف فرمود؛ چنان‌که می‌فرماید: {فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ} [حج: ۳۴-۳۵] (پس معبود شما معبودی یگانه است، پس تسلیم او شوید؛ و به مُخبتان (فروتنان و خاشعان) مژده ده؛ همان کسانی که چون یاد الله شود، دل‌هایشان ترسان و لرزان می‌گردد، و بر آنچه به آنان می‌رسد صابرند، و برپادارندگان نمازند، و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند). الله متعال آنان را چنین توصیف فرموده است:

۱. با شنیدن کلام خدا و یاد او بیمناک می‌گردند و از سر ترس، خشوع و بزرگداشت، در برابر امر و نهی او می‌ایستند و اطاعت می‌کنند.

۲. در برابر مصیبت‌ها و پیشامدهای تلخ و ناگوار، شکیبایی می‌ورزند.

۳. نماز را برپا می‌دارند و حق خدای متعال را در آن به‌جا می‌آورند.

۴. از اموال خود به مقداری که گرسنه‌ای را سیر کند، نیاز نیازمندی را برطرف سازد و درمانده‌ای را در سختی‌ها و گرفتاری‌های روزگار یاری رساند، انفاق می‌کنند.

و چنان‌که می‌بینی، اگر این ویژگی‌ها در طالب علم تحقق یابد، بی‌گمان خیر دنیا و آخرت را به دست آورده، شایستهٔ مژدهٔ ارزشمند الهی گشته، نمادی از اهل ایمان با همهٔ درجات و حالات مختلفشان شده و خود را از مسیر انحراف دور نگه داشته است؛ به همین دلیل، ابن‌کثیر این صفات را در تضاد با صفات منافقان دانسته و می‌گوید: «این صفات برخلاف صفات منافقین است؛ زیرا آن‌ها در نقطهٔ مقابلِ تمام این‌ها هستند».[6]

ثمرهٔ اخبات

اخبات بر اساس آنچه برایت گفتم، شخصیت انسان را دوباره شکل می‌دهد تا آن را هم در درون خود و هم در ارتباط با دیگران شایسته و اصلاح کند، و به او توان مواجهه با سختی‌های زندگی را می‌بخشد؛ در نتیجه، فرد به تعادلی می‌رسد که با یک دست ریسمان قدرت و پایداری را می‌گیرد و با دست دیگر ریسمان تواضع و مهربانی را؛ همان‌طور که عمرو بن اوس گفته است: «آنان کسانی هستند که ظلم نمی‌کنند، و هرگاه به آن‌ها ستم شود، در پی انتقام برنمی‌آیند». همچنین میان برآوردن نیازهای روحی خود از طریق بندگی و عبادت از یک سو، و برآوردن نیازهای جامعه‌اش با کمک، احسان، بخشش و فداکاری از سوی دیگر، تعادل برقرار می‌سازد.

اخبات دربردارندهٔ معنای رضا به تقدیر الهی، احکام و تقدیرهای اوست؛ دل‌های مخبتین در برابر فرمان خدا خاضع است، در مرز حدود الهی توقف می‌کند و تسلیم حکم اوست. از این رو با طمأنینه و آرامش زندگی می‌کنند؛ و اگر در مسیر حرکتشان به سوی خدا تنهایی و وحشتی پیش آید، استقامت می‌ورزند و با احساس نزدیکی به الله، تمسک به دین و پایبندی به فرمان او انس می‌گیرند.

ابن‌قیم در توضیح سخن قُشیری که می‌گوید: «اخبات از نخستین مراتب طمأنینه است»، می‌نویسد: «منظور او از مقامات طمأنینه، سکینه، یقین، اعتماد به الله و امثال آن است؛ بنابراین اخبات، مقدمه و نقطهٔ آغاز آن‌هاست».[7]

اخبات انگیزه‌ای قوی برای اصلاح و توبه است و همین نکته ابن‌عباس را بر آن داشته تا آن را به «انابه» تفسیر کند؛ زیرا انابه به معنای بازگشت از خطا است. ابن‌عاشور می‌گوید: «مُنیب از أَنَابَ گرفته شده به معنای بازگشت، و از ریشهٔ نَوْب یعنی فرود آمدن است. مراد از آن، توبه از کوتاهی است؛ یعنی فرد نفس خویش را بر اموری که باید از آن پرهیز می‌کرد، محاسبه کند. و حقیقت انابه عبارت است از بازگشت به یک چیز پس از جدایی و رها کردن آن».[8] این امر مستلزم همت و ارادهٔ والاست تا فرد بتواند - با توفیق الهی - افتادن نفس در دام غفلت را جبران کند و آن را به مسیر درست بازگرداند؛ الله متعال می‌فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ} [اعراف: ۲۰۱] (پرهیزگاران هنگامی که وسوسه‌ای از شیطان به آنان می‌رسد، متذکر می‌شوند و ناگهان بینا می‌گردند).

همچنین اخبات با اخلاص پیوندی ناگسستنی دارد؛ چشم‌انتظاری همیشگی برای قبولی اعمال نزد خدا، بلندنظری و دل کندن از جاه و طمع‌های دنیا، و بی‌توجهی قلب به غیر ذات الهی. ابن‌قیم می‌گوید: «بدان که هرگاه قدم بنده در منزلگاه اخبات استوار شود و در آن جای گیرد، همتش اوج می‌گیرد و جانش فراتر از وسوسه‌های مدح و ذم می‌رود؛ نه با ستایش مردم شادمان می‌شود و نه از نکوهش آنان اندوهگین».[9]

اخبات اراده‌ای پولادین و عزمی راسخ پدید می‌آورد، به‌گونه‌ای که هیچ چیز او را از مسیر پایداری بازنمی‌دارد و در حرکتش به سوی خدا درنگ نمی‌کند. ابن‌قیم می‌گوید: «این سه امر در برابر رهرو و صاحب‌اراده پدید می‌آیند: سببی که عزم و اراده‌اش را می‌شکند، ترسی که به‌ویژه در تنهایی و در مسیر طلب به سراغش می‌آید، و فتنه‌ای که به قصد بستن راه بر او سر برمی‌آورد. اما هرگاه در جایگاه اخبات استوار گردد، این آسیب‌ها از او دور می‌شود؛ زیرا اگر اراده‌اش نیرومند شود و در پیمودن راه جدیت ورزد، هیچ عاملی از عوامل بازدارنده نمی‌تواند عزمش را درهم بشکند».[10]

این نخستین شاخصه از نشانه‌های رشد و هدایت است که شایسته است مربی آن را در شاگردانش پرورش دهد؛ زیرا از مرتبه‌ای بس والا برخوردار است و در تقویت ایمان، آراستگی اخلاقی و ساختن شخصیتی بالنده و استوار نقشی بنیادین دارد.

فایز الزهرانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مقاییس اللغة، ۲۳۸/۲.

[2] تهذیب اللغة، ۱۳۶/۷.

[3] جمهرة اللغة، ۲۵۲/۱.

[4] تفسیر طبری، ۳۷۵/۱۲.

[5] تفسیر طبری، ۶۱۳/۱۶.

[6] تفسیر القرآن العظیم، ۴۱۴/۵.

[7] مدارج السالکین، ۲۱۰/۲.

[8] التحرير والتنوير، ۱۲۴/۱۲.

[9] مدارج السالكين، ۲۱۳/۲.

[10] مدارج السالكين، ۲۱۲/۲.

0 نظرات
افزودن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.