نبرد مادیات و اصول | رهایی از دام مصرف‌گرایی و بازسازی عزت ایمانی
دریافت فایل

نبرد مادیات و اصول | رهایی از دام مصرف‌گرایی و بازسازی عزت ایمانی

نکتهٔ مهمی که از حدیث ابوهریره رضی الله عنه برداشت می‌شود، این سخن پیامبر ﷺ است که فرمود: «پیش از آنکه فتنه‌هایی مانند پاره‌های شب تاریک فرا رسد، به انجام کارهای شایسته شتاب کنید؛ فتنه‌هایی که در آن‌ها، انسان صبح مؤمن است و شب کافر می‌شود، یا شب مؤمن است و صبح کافر؛ دین خود را به کالای ناچیزی از دنیا می‌فروشد».[1]

این حدیث به چیره شدن مادیات بر ارزش‌ها، اصول و اعتقادات در روزگار فتنه‌ها اشاره دارد. همچنین از تلاش بی‌وقفهٔ بسیاری از مردم در امور دنیا سخن می‌گوید؛ تلاشی شتاب‌زده که به آخرتشان آسیب می‌زند. کار برخی تا جایی پیش می‌رود که اگر در موقعیت انتخاب میان ارزش‌ها و باورهای خود با دستاوردی دنیوی قرار گیرند، دنیا را انتخاب می‌کنند و اصول خویش را کنار می‌گذارند. حتی گاهی کار به جایی می‌رسد که در رها کردن دین خود برای رسیدن به غنیمتی دنیوی، هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند؛ غنیمتی مانند مقام، شغل، ثروت، اعتبار، شهرت، جایگاه اجتماعی یا امنیت. این‌گونه است که در شمار کسانی قرار می‌گیرند که دینشان را به کالای ناچیز دنیا فروخته‌اند.

«عَرَض» در این حدیث به معنای دارایی اندک و ناپایداری است که به زودی از میان می‌رود.[2] حدیث از امری زوال‌پذیر در دنیا سخن می‌گوید که با چنین توصیفی، هرگز ارزش آن را ندارد که بهایی برای معاملهٔ باورها، اصول و ارزش‌های ثابت باشد.

این افراد همان کسانی هستند که توصیف پیامبر ﷺ در حدیثی دیگر کاملاً بر آنان تطبیق می‌کند: «نگونسار باد بندهٔ دینار و درهم و جامهٔ فاخر! اگر به او داده شود خشنود می‌شود و اگر داده نشود، خشم می‌گیرد. نگونسار و سرنگون باد، و اگر خاری به پایش رود، بیرون نیاید».[3] آنان بندگان پول و لباس و ظواهرند؛ خوشبختی‌شان حول این محورها می‌چرخد و به میزان دسترسی‌شان به این تجملات وابسته است. افتخاراتشان بر این امور استوار شده و جایگاهشان با آن سنجیده می‌شود. از همین رو، پیامبر ﷺ بر کسانی که دنیا را بر دین، اندیشه و باورهای خود ترجیح می‌دهند، نفرین فرستاد تا به همان بدبختی و سرنگونی گرفتار شوند که از آن می‌گریختند؛ چرا که کیفر انسان هم‌جنس عمل اوست.

البته ما میل طبیعی انسان به مال و متاع دنیا را انکار نمی‌کنیم؛ زیرا این تمایلی طبیعی است و تا زمانی که به تجاوز از مرزهای الهی نینجامد، گناه شمرده نمی‌شود. با این حال، حدیث از نشانه‌های روانیِ مهمی پرده برمی‌دارد که به ضعف نفوس در برابر وسوسه‌های مادی مربوط است. این فتنه‌ها سبب می‌شود برخی از مردم بیش از پیش در شهوات و خواسته‌های مادی غرق شوند؛ امری که به کوتاهی در امور دینی و چه بسا نابودی هویت اسلامی‌شان می‌انجامد.

شریعت، هدف تحریف و تغییر

طیبی اشاره می‌کند یکی از معانی درست حدیث این است: «رفتارهایی مانند دادوستدها و معاملاتی که میان مردم رواج دارد و با شرع مغایر است، اما آن را حلال قرار می‌دهند»؛[4] یعنی کار مردم به جایی می‌رسد که برای رسیدن به سود دنیوی، حرام را حلال جلوه می‌دهند. آنان حتی به این حد هم اکتفا نمی‌کنند؛ بلکه آن کار حرام را به آیین و باوری تبدیل می‌سازند که به آن ایمان دارند و حلال بودنش را به‌صورت قانونی رسمی درمی‌آورند. چه بسا نهادها و تشکیلات گوناگونی هم برای تبلیغ و تشویق مردم به ورود در آن شکل بگیرد!

در این میان، بسیاری از افراد در معاملات، اندیشه‌ها و روابط خود، حق و باطل را در هم می‌آمیزند؛ از همین رو، مال ربا در روزگار ما «سود» نام می‌گیرد و ضرورت اقتصادی خوانده می‌شود. زنا «هم‌خانگی» نامیده می‌شود و فرزند حاصل از این گناه، «بارداری خارج از چارچوب ازدواج»! زن روسپی را «معشوقه» می‌نامند و مرد بیگانه‌ای را که با زنی خلوت کرده، «همکار»! اشغالگری «آزادسازی و امنیت ملی» خوانده می‌شود، برادركشی مسلمانان «میهن‌پرستی»، و ولنگاری اخلاقی «آزادی»؛ و این داستان همچنان ادامه دارد.

حلال شمردن حرام و عادی‌سازی آن در جوامع اسلامی، نشان‌دهندهٔ کوتاهی و ضعف برخی از اهل علم و پرچمداران دین در انجام وظیفه‌ای است که خداوند بر دوششان نهاده است. خداوند متعال می‌فرماید: {وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} [آل عمران: ۱۰۴] (و باید از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و به کار شایسته فرمان دهند و از کار ناپسند بازدارند، و آنان همان رستگارانند). همچنین می‌فرماید: {وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ} [آل عمران: ۱۸۷] (و [یاد کن] هنگامی که الله از کسانی‌ که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده بود پیمان گرفت که: حتماً [آموزه‌های هدایت‌بخش] آن را برای مردم بیان نمایید و کتمانش نکنید؛ و[لی] آن [عهد] را پشت سر خویش انداختند [به آن توجهی نکردند] و به بهای اندکی [همچون مال و مقام] فروختند. چه بد است آنچه می‌خرند!). عالمان دین نخستین مخاطبان این دستورند؛ پس هرگاه سستی و ضعف در میان آنان ریشه دواند، مفاهیم دگرگون می‌شود و شریعت به انحراف می‌رود.

مصرف‌گرایی، الگوی برتری‌جویی مادی

«مصرف‌گرایی» یکی از برجسته‌ترین نمادهای چیره شدن ماده بر زندگی است؛ زیرا بر این باور استوار شده که مصرف، راه رسیدن به خوشبختی و لازمه اصلی آن است. این اندیشه میان مردم ترویج می‌شود و تبلیغات رسانه‌ای همسو با آن، کالاهایی را با فریب دادن مخاطبان به فروش می‌رسانند. رسانه‌ها مردم را قانع می‌کنند که این کالاها همراه خود احساسات، عواطف و لذت می‌آورند؛ تا جایی که امروزه گروه‌هایی از مردم را می‌بینیم که از مسیر «مصرف‌گرایی»، بنده و دلباخته پوشاک و تجملات شده‌اند.

بی‌گمان دلبستگی‌های دنیوی ما را شادمان می‌سازد، اما این شادمانی موقت، ناپایدار و محدود است.

برای اینکه در دام «کالا انگاری خوشبختی» نیفتیم - یعنی خوشبختی را به ماده و دارایی تقلیل ندهیم تا برای رسیدن به آن دست به دامن اموال، مناصب و ظواهر شویم - باید وزن و ارزش واقعی این امور را بر اساس معیار و ترازوی خداوند متعال بسنجیم؛ چنان‌که می‌فرماید: {وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿٧﴾ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ} [الرحمن: ۷-۸] (و آسمان را برافراشت و ترازو را برپا داشت، تا در سنجش و ترازو طغیان نکنید).

پررنگ شدن ماده در دل‌ها، از آسیب دیدن ایمان و کنار رفتن ارزش‌ها خبر می‌دهد. در این میان، معادلهٔ «مصرف مساوی است با خوشبختی» برای تثبیت این قانون نادرست وارد میدان می‌شود؛ چرا که جهان ارزش‌ها و ایمان، جهانی روحی و معنوی است، اما مصرف‌گرایی به جسم و ماده می‌پردازد. مصرف‌گرایی با پررنگ کردن شهوات و لذت‌های حسی، برای آن‌ها تبلیغ می‌کند و مقامشان را بالا می‌برد، تا جایی که گاهی تندرستی و ظاهر جسمانی جایگزین معیار نیکی شده است؛ درست مانند نگاه اروپا —در گذشته و حال— که داشتن بدنی نیرومند را نشانه‌ای بر پاکی و نیکی درونی می‌داند.

بنابراین می‌توان گفت مصرف‌گراییِ امروز که سرمایه‌داری جهانی آن را به یک «ارزش مستقل» تبدیل کرده، نمونهٔ عینی تحقق همان حدیث است که می‌فرماید: «دین خود را به کالای ناچیز دنیا می‌فروشد»؛ و این از نشانه‌های پیش از قیامت است.

این فرایند نشان می‌دهد که ارزش‌های مادی بر جامعه چیره می‌شود؛ به گونه‌ای که تلاش برخی مردم از دستیابی به آرمان‌های والا و ارزش‌های معنوی، به سوی سودجویی مادی - به هر بهایی - تغییر مسیر می‌دهد، حتی اگر این کار به قیمت معاملهٔ دین و باورهایشان تمام شود. پیامد چنین رویکردی، شیوع فساد اخلاقی و اجتماعی است؛ چرا که دیگر نه انگیزهٔ اخروی برای مهار سرکشی‌ها وجود دارد، نه بازدارندهٔ ایمانی رفتارها را تنظیم می‌کند و نه اشتیاقی برای فهم شریعت و جهت‌دهی به زندگی باقی می‌ماند؛ بلکه همه چیز در تن‌پروری، غرق شدن در شهوات، رقابت منفی و افزون‌طلبی خلاصه خواهد شد.

از این برمی‌آید که در روزگار فتنه‌ها، نقش دینی و اخلاقی در ساختار جوامع اسلامی کم‌رنگ شده و از دایرهٔ اثرگذاری کنار زده می‌شود؛ زیرا محیط‌هایی که ایمان و اخلاق را تقویت می‌کنند رو به کاهش می‌گذارند و این مسئله آسیب شدیدی به همبستگی اجتماعی می‌زند. این رویدادی هولناک است! زیرا رفتارهای مبتنی بر حرص، خودخواهی و گستاخی بر حرام‌ها، جز در جوامعی شرور، گسسته و «جنگل‌شده» رواج نمی‌یابد.

مقابله با برتری‌جویی مادی

در برابر چالش‌های یادشده، باید به انجام اقداماتی شتاب ورزیم که اثر مادی‌گرایی را دفع کند و از نفوذ و گسترش آن در میان مردم و جوامع بکاهد. برخی از این اقدامات عبارتند از:

نخست: هشدار درباره فتنه‌ها به طور عام، و فتنه‌های پوشیده شده با شهوات به طور خاص؛ برخی فتنه‌ها در قالب‌های جذابی مانند مقام، ثروت، اعتبار و امثال آن ظاهر می‌شوند. این هشدار، بیدار ساختن عقل و وجدان را در برابر واقعیت‌های دنیا در بر می‌گیرد تا حق و باطل یا حلال و حرام بر مردم مُشتَبَه نشود. ابن هبیره در این باره می‌گوید: «انسان باید بر دین و ایمان خویش سخت بیمناک و پرهیزگار باشد و با یادآوری مداوم، تدریس قرآن و گردن نهادن به دستورهای آن از طریق نگاه، تدبر و اندیشه‌ای که او را شب و روز - بلکه در هر لحظه و ساعت - به سوی حق رهنمون شود، ایمانش را تجدید کند».[5]

نکتهٔ قابل توجه اینکه ابن هبیره قرآن کریم را مرجعی برای کشف حقایق و روشنگری در برابر ابهام‌های نوظهور می‌داند. این نگاه بسیار بااهمیت است؛ زیرا کسانی که با قرآن انس دارند، در آن تدبر می‌کنند و بدان پایبندند، حقایق و باطن امور برایشان آشکار می‌شود و نور حق را حتی در دل تاریکی‌های باطل می‌بینند.

دوم: تربیت بر پایداری در برابر وسوسه‌های مادی و شهوات گوناگون؛ نفس انسان شیفتهٔ دنیا و زیورهای آن می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید: {زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَٰلِكِ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ﴿١٤﴾ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَٰلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿١٥﴾ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿١٦﴾ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ} [آل عمران: ۱۴-۱۷] (دلبستگی به خواستنی‌های [مادی،] از [جمله] زنان و فرزندان و اموال هنگفت ـ از طلا و نقره و اسب‌های نشاندار و دام‌ها و کشتزار[ها]ـ برای مردم آراسته شده است. [امّا تمام] این[ها، لذت‌ها و] کالای [زودگذر] زندگی دنیاست و [حال آنکه] سرانجام نیک، نزد الله است * [ای پیامبر، به آنان] بگو: آیا [می‌خواهید] شما را از چیزی آگاه کنم که از این [دارایی‌ها و لذت‌های مادی] بهتر باشد؟ کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند، نزد پروردگارشان باغ‌هایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است؛ جاودانه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه [و بی‌عیب دارند] و [همچنین از] خشنودی الله [برخوردارند]؛ و الله به [احوالِ] بندگان بیناست * [این بهشتیان] کسانی‌ [هستند] که می‌گویند: پروردگارا، به راستی که ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهانمان را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگه دار * آنان [در برابر مشکلات و در راه اطاعت و ترک گناه] شکیبایی می‌ورزند و [در گفتار و رفتارشان] راستگو هستند و [در برابر اوامرِ الهی] فرمانبردارند و [برای خشنودی باری تعالی] انفاق می‌کنند و در سحرگاهان آمرزش می‌طلبند).

سوم: تربیت بر توشه‌اندوزی از کارهای خیر و بیشتر کردن آن در آشکار و نهان؛ این کار از ارزش دنیا در دل می‌کاهد و لذت و شیرینی ایمان را به ارمغان می‌آورد. با تدبر در آیات یادشده می‌بینیم که خداوند متعال بندگانی را که دلبستگی به شهوات را بر دین خود ترجیح نمی‌دهند، چنین توصیف می‌کند: آنان بسیار دعا می‌کنند، یاد آخرت را زنده نگه می‌دارند، در برابر وسوسه‌ها و موانع ایمان شکیبایند، در باور و عمل با خدا و مردم صداقت دارند، و با انفاق مال نشان می‌دهند که ثروت در دلشان جایگاهی ندارد. آنان در تاریکی شب و دور از چشم دیگران - هنگامی که مردم در خوابند - از خدا آمرزش می‌خواهند؛ چرا که نفوس خود را شکسته می‌بینند، ارزش خوابِ تا بامداد در دلشان کم شده، و ساعات شب را بهترین زمان برای اخلاص و دوری از خودنمایی می‌دانند.

مؤمن در سایهٔ خشوع و عمل صالح، لذت و شیرینی ایمان را می‌چشد؛ لذتی که قلبش را غرق در رضا و آرامش می‌کند و او را از لذت‌های ناپایدار و دروغین بی‌نیاز می‌سازد. این حس برتر، به اذن الهی، او را از معاملهٔ دین با دنیا بازمی‌دارد.

چهارم: تربیت بر شکیبایی در برابر تنگدستی، تحمل پیامدهای استقامت و زهد در دنیا؛ این شکیبایی نیازمند نیروی قلبی است؛ نیرویی که از ایمان استوار، عقیدهٔ صحیح و شناخت الله، نام‌ها، صفات، افعال و سنت‌های الهی سرچشمه می‌گیرد. باید دانست که برتری‌جویی مادیات تا زمانی محدود دوام دارد و با سرآمدن مهلتش فرو می‌ریزد، و پیروزی تنها در سایهٔ ساعتی صبر به دست می‌آید.

هدایت نسل نو به سوی تمسّک به ارزش‌ها و اصول اسلام در هر شرایطی، و تربیت آنان برای ایستادگی در برابر وسوسه‌ها و فشارهای اجتماعی، اثری بس عمیق خواهد داشت. تاریخ سرشار از داستان‌های درخشانی است که یادآوری و نقل آن‌ها برای نسل جوان، درس شکیبایی می‌آموزد و دل‌ها را با نیرو و برتری ایمانی سیراب می‌سازد.

پنجم: تربیت مردم برای سازگاری با متغیرها و تحولات روز، بدون آسیب دیدن تمسک دینی آنان؛ از ابن مسعود رضی الله عنه نقل شده که فرمود: «با مردم بیامیز، اما به دینت زیان نرسان».[6] و در روایتی دیگر: «با مردم بیامیزید، ولی در رفتار از آنان جدا شوید»؛[7] یعنی در عمل و رفتار همرنگ آنان نشوید [و راه مخالفت با انحرافات را پیش گیرید].

باید عموم مردم و به ویژه نسل جوان را چنان پرورش داد که توان تحمل فتنه‌ها، فشارهای زندگی و سختی‌های روزگار را داشته باشند و در عین حال، دین، اصول، ارزش‌ها و هویت اسلامی خود را حفظ کنند. باید به آنان آموخت که ارزش‌های اخلاقی و دینی را نباید به بهای سودهای زودگذر یا وسوسه‌های دنیوی معامله کرد؛ زیرا این ارزش‌ها در اولویتند و مدار حسابرسی در آخرت بر پایه آن‌هاست.

ششم: توجه به دانش صحیح شرعی، تقویت مفاهیم دینی، و گسترش آگاهی و اصلاح باورها؛ زیرا مهم‌ترین ثمره آن، روشن شدن مرز حق از باطل و حلال از حرام است. این علم، مردم را از معاملهٔ دین، ارزش‌ها و جوانمردی خود در برابر منافع ناچیز دنیا بازمی‌دارد و آنان را از ورود به شبهه‌ها دور می‌سازد؛ همان شبهه‌هایی که پیامبر ﷺ درباره آن‌ها هشدار داده و فرموده است: «حلال روشن است و حرام نیز روشن، اما در میان این دو، امور مبهمی وجود دارد که بسیاری از مردم حکم آن را نمی‌دانند. هر کس از شبهه‌ها پرهیز کند، دین و آبروی خود را از آلودگی پاک نگه داشته، و هر کس در شبهه‌ها بیفتد، به حرام آلوده می‌شود؛ مانند چوپانی که گله‌اش را در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه می‌چراند و هر لحظه ممکن است گله وارد آن شود. بدانید که هر پادشاهی منطقهٔ ممنوعه‌ای دارد، و منطقهٔ ممنوعهٔ الله حرام‌های اوست».[8]

قیام برای این وظیفهٔ مهم، از واجبات کفایی بر دوش تمام امت است؛ از این رو بر علما و کسانی که از فهم و دانش شرعی برخوردارند واجب است که به این امر مهم همت گمارند.

هفتم: یادآوری مداوم آخرت، مرگ، قبر، و نعیم و عذاب آن؛ زیرا یاد آخرت، بازدارنده‌ای درونی در برابر گناهان می‌سازد و تقوایی در دل می‌کارد که مؤمن را از افتادن در شبهه‌ها بازمی‌دارد. این یادآوری، قطب‌نمای درون را به سوی رعایت فرمان‌های الهی و ترس از مجازات او تنظیم می‌کند.

هشتم: دعا و پناه بردن مداوم به آستان الهی، تا انسان را از این فتنه‌ها مصون دارد و او را در شمار کسانی قرار ندهد که دین خود را به کالای ناچیز دنیا می‌فروشند. در این باره دعاهای فراوانی از پیامبر ﷺ رسیده است؛ از جمله روایت ابن عمر رضی الله عنه که می‌گوید: کمتر پیش می‌آمد پیامبر ﷺ از مجلسی برخیزد و این دعاها را برای یارانش نخواند: «اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَنَا وَبَيْنَ مَعَاصِيكَ، وَمِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ جَنَّتَكَ، وَمِنَ الْيَقِينِ مَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلَيْنَا مُصِيبَاتِ الدُّنْيَا، وَمَتِّعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَأَبْصَارِنَا وَقُوَّتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا، وَاجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا، وَاجْعَلْ ثَأْرَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا، وَانْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا، وَلَا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا، وَلَا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَلَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا، وَلَا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لَا يَرْحَمُنَا» [9] (بارالها! از ترس و عظمت خود آن اندازه‌ای روزی ما کن که میان ما و نافرمانی‌هایت پرده و مانعی گردد؛ و از توفیق طاعتت آنچه ما را به بهشتت برساند؛ و از باور و یقین عمیق آنچه مصیبت‌های دنیا را در چشم ما سبک و آسان سازد. خدایا! تا زنده‌ایم ما را از گوش‌ها، چشم‌ها و نیروهایمان بهره‌مند گردان و این تندرستی و حواس را تا دم مرگ برای ما باقی بدار (و وارث ما گردان)؛ داد ما را از کسانی که به ما ستم کرده‌اند بستان و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان؛ و مصیبت ما را در دین ما قرار نده؛ و دنیا را بزرگترین دغدغهٔ خاطر و نهایت افق دانش ما قرار مده؛ و کسانی را که بر ما رحم نمی‌کنند، بر ما مسلط مفرما).

همچنین از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که پیامبر ﷺ فرمود: «هرگاه یکی از شما تشهد خواند، از چهار چیز به الله پناه ببرد و بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّال»[10] (بارالها من از عذاب جهنم و از عذاب قبر و از فتنه‌ها و آزمون‌های [ناگوار] زندگی و از فتنه‌های هنگام مرگ به تو پناه می‌برم).

فتنه‌های آخرالزمان بسیار سنگینند و دل‌ها همواره در حال دگرگونی است. از آنجا که دل انسان میان دو انگشت از انگشتان خدای رحمان می‌چرخد، چاره‌ای جز پناه آوردن به خدای مالک دل‌ها، زاری در پیشگاه او و درخواست ثبات و استقامت نیست؛ زیرا او بهترین نگهبان و مهربان‌ترین مهربانان است.

فایز بن سعید الزهرانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] صحیح مسلم (۱۱۸).

[2] مشارق الأنوار (۲/ ۴۳۵).

[3] بخاری (۲۹۰۴).

[4] الکاشف عن حقائق السنن (۱۱/ ۳۴۰۶).

[5] الإفصاح عن معاني الصحاح (۸/ ۱۶۴).

[6] به روایت بخاری به صورت معلق در: كتاب الأدب، باب الانبساط إلى الناس (۸/ ۸۵).

[7] نگا: فتح الباری (۱۰/ ۵۲۶).

[8] بخاری (۵۲)، و مسلم (۱۵۹۹).

[9] به روایت ترمذی (۳۵۰۲) و آلبانی در «صحیح الجامع الصغیر» (۱۲۸۶) آن را حسن دانسته است.

[10] به روایت بخاری (۱۳۸۶)، و مسلم (۵۸۸) و این لفظ مسلم است.

0 نظرات
افزودن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.